گنج

شمارهٔ ۵۰

گرد آن خانه بگردم که در او خلوت تستسگ طالع شومش کیست که همصحبت تست
چشم ما را نرسد بیشتر از بام و دریای خوشا دولت آن دیده که برطلعت تست
وه چه بامست که جاروب کشش دیدهٔ منجان من بندهٔ آن پای که در خدمت تست
همه بر بادهٔ رشکیست که در جام منستقهقه شیشه که در انجمن عشرت تست
رخصت مجلس و بر وصل تغافل ای شوخاین زیاد از تو و از حوصله طاقت تست
هجر بگزیدنت از وصل دلا وضع تو نیستاختراعیست که خود کرده و این بدعت تست
وحشی از تست که ما نیز به بیرون دریممانعی نیست، اگر هست همین دهشت تست