شمارهٔ ۴۶
ابر است و اعتدال هوای خزانی استساقی بیا که وقت می ارغوانی است
در زیر ابر ساغر خورشید شد نهانروز قدح کشیدن و عیش نهانی است
ساقی بیا و جام می مشکبو بیاراین دم که باد صبح به عنبر فشانی است
می هست و اعتدال هوا هست و سبزه هستچیزی که نیست صحبت یاران جانی است
یاری به دستآر موافق تو وحشیاکان یار باقی است و خود این جمله فانی است