شمارهٔ ۳۹۲
چو پیش نقش شیرین کوهکن عرض بلا کردیاگر سنگین نبودی گوش او فریادها کردی
کند بیگانگی هر چند گویم شرح غم با اوچه غم بودی اگر خود را به این حرف آشنا کردی
به اغیار آنقدرها میتوانست از وفا دیدنچه میشد گر زیادی یک نظر هم سوی ما کردی
به تنگیم از جدایی کاشکی میشد یکی پیداکه ما را رهنمایی سوی اقلیم فنا کردی
اجل گر رحم بر وحشی نکردی شام مهجوریتو میدانی که غم با روزگار او چها کردی