شمارهٔ ۳۲۶
من اگر این بار رفتم ، رفتم آزارم مکناین تغافلهای بیش از پیش در کارم مکن
پای برگشتن نخواهم داشت خواهم رفت و مانددر تماشا گاه دیگر نقش دیوارم مکن
بنده میخواهی ز خدمتکار خود غافل مباشمیشود ناگه کسی دیگر خریدارم مکن
من که مستم مجلست گر هست و میر مجلسیبزم خود افسرده خواهی کرد هشیارم مکن
عزت سگ هست در کوی تو وحشی خود چه کردگرچه عاشق خوار میباید، چنین خوارم مکن