شمارهٔ ۲۸۹
خوشست آن مه به اغیار آزمودمبه من خوش نیست بسیار آزمودم
همان خوردم فریب وعدهٔ توترا با آنکه سد بار آزمودم
ز تو گفتم ستمکاری نیایدترا نیز ای ستمکار آزمودم
به مهجوری صبوری کار من نیستبسی خود را در این کار آزمودم
به من یار است دشمنتر ز اغیارکه هم اغیار و هم یار آزمودم
کسی کز عمر بهتر بود پیشمنبود او هم وفادار آزمودم
اجل نسبت به درد هجر وحشینه چندان بود دشوار ، آزمودم