شمارهٔ ۲۷۱
من این کوشش که در تسخیر آن خودکام میکردماگر وحشی غزالی بود او را رام میکردم
در این مدت اگر اوقات من صرف ملک میشدبه او در بزمگاه عیش می در جام میکردم
رهم را منتهایی نیست زان رو دورم از مقصداگر میداشت پایانی منش یک گام میکردم
به کنج این قفس افتاده عاجز من همان مرغمکه تعلیم خلاص بستگان دام میکردم
به اندک صبر دیگر رفته بود این ناز بیموقعغلط کردم چرا این صلح بیهنگام میکردم
پیامی کرد کز شرمندگی مردم که گفت او راشکایت گونهای کز بخت نافرجام میکردم
چه ننگ آمیز نامی بوده پیش یار این وحشیبسی به بود ازین خود را اگر سگ نام میکردم