شمارهٔ ۲۷
پاک ساز از غیر دل ، وز خود تهی شو چون حبابگر سبک روحی توانی خیمه زد بر روی آب
خودنمایی کی کند آن کس که واصل شد به دوستچون نماید مه چو گردد متصل با آفتاب
کی دهد در جلوه گاه دوست عاشق راه غیردم مزن از عشق اگر ره میدهی بر دیده خواب
نیست بر ذرات یکسان پرتو خورشید فیضلیک باید جوهر قابل که گردد لعل ناب
وحشی از دریای رحمت گر دهندت رشحهایگام بر روی هوا آسان زنی همچون سحاب