شمارهٔ ۲۲۲
روم به جای دگر ، دل دهم به یار دگرهوای یار دگر دارم و دیار دگر
به دیگری دهم این دل که خوار کردهٔ تستچرا که عاشق تو دارد اعتبار دگر
میان ما و تو ناز و نیاز بر طرف استبه خود تو نیز بده بعد از این قرار دگر
خبر دهید به صیاد ما که ما رفتیمبه فکر صید دگر باشد و شکار دگر
خموش وحشی از انکار عشق او کاین حرفحکایتیست که گفتی هزار بار دگر