گنج

شمارهٔ ۲۲

صد حیف از محبت بیش از قیاس مابا بیوفای حق وفا ناشناس ما
بودی به راه سیل بسی به که راه اوطرح بنای عشق محبت اساس ما
عیبش کنند ناگه و باشد به جای خویشگو دور دار اطلس خویش از پلاس ما
ما را به دست رشک مده خود بکش به جوراینست از مروت تو التماس ما
کفران نعمتش سبب قطع وصل شدزینش بتر سزاست دل ناسپاس ما
ترسم که نایدش به نظر بند پاره نیزدارد اگر نگاه تو زینگونه پاس ما
وحشی ازین عزا بدرآییم ، تا به کیباشد کهن پلاس مصیبت لباس ما