شمارهٔ ۱۷۷
کجا در بزم او جای چو من دیوانهای باشدمقام همچو من دیوانه ای ، ویرانهای باشد
چو مجنون تازه سازم داستان عشق و رسواییکه اینهم در میان مردمان افسانهای باشد
من و شمعی که باشد قدر عاشق آنقدر پیششکه چون خود را بسوزد کمتر از پروانهای باشد
میان آشنایان هر چه میخواهی بکن با منولی خوارم مکن چندین اگر بیگانهای باشد
مگو وحشی کجا میباشد ای سلطان مهرویانکجا باشد مقامش گوشهٔ میخانهای باشد