شمارهٔ ۱۷
بر قول مدعی مکش ای فتنهگر مراگر میکشی بکش به گناه دگر مرا
پیشت به قدر غیر مرا اعتبار نیستبی اعتبار کرده فلک اینقَدَر مرا
شوقم چنان فزود که هرگه نهان شویباید دوید بر سر صد رهگذر مرا
برگردنم ز تیغ تو صد بار منت استزیرا که وارهاند ز صد دردسر مرا
وحشی صفت ز عیب کسان دیده بستهامای عیبجو برو که بس است این هنر مرا