شمارهٔ ۱۳۲
ملول از زهد خویشم ساکن میخانه خواهم شدحریف ساغر و هم مشرب پیمانه خواهم شد
اگر بیند مرا طفلی به این آشفتگی داندکه از عشق پری رخسارهای دیوانه خواهم شد
شدم چون رشتهٔای از ضعف و دارم شادمانیهاکه روزی یار، با آن گوهر یکدانه خواهم شد
به هر جا میرسم افسانهٔ عشق تو میگویمبه این افسانه گفتن عاقبت افسانه خواهم شد
مگو وحشی کجا میباشد و منزل کجا داردکجا باشم مقیم گوشهٔ ویرانه خواهم شد