گنج

شمارهٔ ۲۲

می ناچشیده حالت مستانت آرزوست؟رسوا نگشته حلقه زلفانت آرزوست؟
ناورده رو به مقصد و ننهاده پا به راهقرب مقام و قطع بیابانت آرزوست؟
یوسف صفت نگشته به زندان غم اسیرشاهی مصر و ماهی کنعانت آرزوست؟
نگشوده لب دمی به دعا با حضور قلبچون عاشقان حق دل سوزانت آرزوست؟
احیا نکرده ارضی و بذری نکاشتهدر باغ زندگی گل و ریحانت آرزوست؟
سامان به کس نداده به دوران زندگیاز گردش زمان سر و سامانت آرزوست؟
وحدت به پیشگاه حق از مور کمتریغافل ز خویش فر سلیمانت آرزوست؟