شمارهٔ ۵۳ - در تهنیت و تاریخ جلوس شاه صفی
بحمدالله که باز از لطف ایزددر آمد خلق عالم را بتن جان
ز کف چون «شاه عباسی » اگر داد«صفی » آسا خدیوی یافت ایران
بدست آورد تا زینگونه شاهیبسی بر دور عالم گشت دوران
شه بیدار دل، کز فیض جودشنبیند هیچکس خواب پریشان
به پیش ریزش دست سخایششده دامن بکف کوه و بیابان
بپای تخت او، تا سر گذارندگهرها از صدفها گشته غلتان
نگاهش از غضب، خصم دغا رابود بر سطر هستی خط بطلان
چنان آباد شد گیتی ز عدلشکه تنگی میکند بر گنج ویران
پی این دولت پاینده واعظشد از پیر خرد تاریخ جویان
چو دید او تاج اقبالش بسر، گفت:«صفی گردید شاه ملک ایران