شمارهٔ ۴۹ - تاریخ بنای مهتابی نواب خان
مه برج اقبال، «نواب خان »که بادا الهی جهانش بکام
ز آوازه عدل و احسان اوبود گوش این نه صدف، پرمدام
بمیدان هستی، ز لطف حقشبود توسن نیله چرخ رام
بنا کرد، مهتابیی دلنشینکه روز از شب آن کند نور وام
ز بس خوشدلی راست آنجا هجومنیابد در آن راه، اندوه شام
در آن فرش، دیگر تکلف بودکه فرش است مهتاب آنجا مدام
از این فکر هر ماه کاهد قمرکه چون بگذرد زین مبارک مقام؟!
بحدی است کیفیت آن، که هستدز آن یاد کیفیت می حرام!
در آن شام دارد ز بس فیض صبحشود بر زبان شب بخیرم، سلام
زهر سو شد اندیشه تاریخ جوچو شد آن خجسته نشین تمام
دعا کرد واعظ به اخلاص و گفت:«الهی نشیند در آن شادکام »