گنج

شمارهٔ ۴۶ - در زاد روز کودکی

قافیه: ک۸ بیت
بگرامی برادر جانیکه مبادا بدش ز دور فلک
آن بتن مردمی، بجان یاریآن بخلق آدمی، بخلق ملک
داد یکدانه گوهری ایزدچه گهر؟ بهر چشم دل عینک!
عمر و توفیق، سرنوشتش بادحرف غم گرددش ز خاطر حک
تا برد ره بکعبه مقصودجاده شرع باشدش مسلک
تا برد ره بکعبه مقصودجاده شرع باشدش مسلک
گردد از نخل عمر برخوردارنشود لطف حق از او منفک
بهر تاریخ مولدش، گفتم:«به شب مبعث آمد این کودک »