شمارهٔ ۲۶ - در تاریخ بنای کاروانسرایی
در زمان دولت «شاه سلیمان » احتشامآنکه از معماری عدلش، جهان آباد شد
زهره ظالم، ز بیم آن شه با عدل و دادآب شد، چندانکه سیل خانه بیداد شد
از خزان رنگ زردی در ریاض عهد اوراستی هرکس چو سرو آورد پیش، آزاد شد
خسروی، کز زور عدلش بیستون ظلم راآه مظلومی تواند تیشه فرهاد شد!
برق از کشتی خورد گردانه یی در عهد اواز خجالت خواهد آتش آب در فولاد شد!
رو، در آبادی جهان را چون زیمن عدل اوستاین بنای خیر از توفیق حق بنیاد شد
چیست این دلکش بنا؟ مهمانسرایی بهر خلقکز ورودش رنج راحت گشت و، غمگین شاد شد!
این سرا، از بس که باشد دلنشین، نبود عجبگر غریبان را در این منزل وطن ازیاد شد
نی سرا، کز راه تحصیل دعای مغفرتمیتواند با نیش را ارشد اولاد شد!
با نیش ز آن گنج ها اندوزد از نقد ثوابمستغلی این چنین کم در جهان بنیاد شد
یافت چون اتمام،واعظ کرد تاریخش رقم:«آن سرا نیز از بنای این سرا آباد شد»