شمارهٔ ۲۰ - تاریخ ساختمان حمامی
از برکات عهد دولت شاه عادلآنکه ز همت اوست، خانهٔ شرع آباد
گشته ز آب تیغش، گلشن عدل خرمرفته ز باد گرزش، خرمن ظلم بر باد
سبزه شود ز لطفش، تیشه به فرق خاراآب شود ز بیمش، اره به پای شمشاد
بندهٔ حضرت او، آنکه ز دولت اوساخته همت او، خاطر عالمی شاد
قصر هنروری را، فطرت اوست شیرینکوه سخنوری را، قدرت اوست فرهاد
علت شبههها را، دانش او فلاطونصورت معرفت را، خامهٔ اوست بهزاد
لطف چو همتش عام، عقل چو دولتش رامبخت «سعید» چون نام، فکر چو طبعش آزاد
همت عالیاش را، یار چو گشت توفیقکرد چنین بنایی بهر ثواب بنیاد
وه چه بنا؟! که هردم، جسم کثیف خلقیهمچو غذا فرو برد، همچو عرق برون داد
هرکه در آن درآمد، وقت برون شدن عقلگفت ز بهر تاریخ: «صحت و عافیت باد»!