گنج

شمارهٔ ۷۴

قافیه: اردزما۵ بیت
هرگه آن گلزار خوبی، یاد می آرد ز ماهمچو باران بهاری فیض می بارد ز ما
هستی ما تشنه پاشیدنست از یکدگروای اگر شیرینی غم دست بردارد ز ما
ما همه چون مشت خاکیم و، نفس چون تندبادمیوزد این باد، تا یک ذره نگذارد ز ما
تا نگریم زار زار، آن شوخ گل گل نشکفدگلشن رخسار خود را تازه میدارد ز ما
برق جولانیم در میدان معنی ما اگرواعظ ما نیز پای کم نمی آرد ز ما