گنج

شمارهٔ ۶۲۸

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ایی۷ بیت
ای رنگت از طراوت، چون اطلس ختاییوی دستت از نزاکت، چون کاغذ حنایی
با نفس وقت شهوت، جنگ و جدل چه سازد؟!باید فرو نشاندن، آن را به کدخدایی
ز آمیزش خلایق، جز دردسر چه زاید؟آسودگی ز غمهاست، فرزند پارسایی
سیم و زر جهان نیست، جز مایه غم و رنجدلبستگان ندارند، بخشی ز دلگشایی
الفت کنند با هم، چندانکه کار دارندیاران دگر ندارند کاری بآشنایی
کو عیب جو، که گوید بی پرده عیبهایم؟شاید مرا رهاند از عیب خود ستایی؟
واعظ چرا نباشد گل گل؟ شکفته داردباغی چو گوشه گیری پر برگ بینوایی!