گنج

شمارهٔ ۵۶۴

قافیه: تی۱۰ بیت
شایسته قبول، ندارم عبادتیجز بر سیاه نامگی خود شهادتی
بر ما بغیر نعمت فقر است ناگوارداریم ما بهیچ نداری چو عادتی
تحصیل ملک فانی دنیا، زر شد نیستملک بقا طلب، بودت گر رشادتی
بردار تیغ عجز و، بیفگن سر غرورداری اگر بخویش، گمان جلادتی
قاضی بشرع عشق، بجز ترک مدعیبر صدق دعوی تو نخواهد شهادتی
در مدرس کمال، ز علم کلام عشقجز نعت خامشی نشنیدیم افادتی
چون دم زنند اهل غرور از شعور و عقلماییم و بیشعوری و جهل و بلادتی
هر سنگ لعل نیست، که خیزد ز صلب کاننور صلاح کو، بودت گر سیادتی؟
ما را بغیر عمر که آمد بسر دگرهرگز کسی نکرد ز یاران عیادتی
یارب به واعظ از کرم عام خویشتنصبر قناعتی ده و شق عبادتی