گنج

شمارهٔ ۴۳۰

قافیه: یاخلاص۵ بیت
ای خوشا عزلت، که گردیم از در دلها خلاصما ز روی مردم و، مردم ز روی ما خلاص
هست تا دل با غم عالم سرو کارش، بجاستکشتی از رفتن نگردد هرگز از دریا خلاص
روی آسایش نمی بیند دل پر آرزوخانه زنبور، هرگز نیست از غوغا خلاص
میرسد از پی برات خط بنقد طاقتمتا زدست انداز زلفش، میکنم خود را خلاص
در قیامت هم مکن واعظ خلاصی آرزوتا نسازی خویش را ز اندیشه دنیا خلاص