شمارهٔ ۳۶۳
دوستان، مژده که ماه رمضان میآیدوقت آمرزش هر پیر و جوان میآید
میتوان کرد نثار قدمش جان عزیزکه ز درگاه خداوند جهان میآید
سفره رحمتش افتاده و، این ماه شریفبه خبر کردن ما بیخبران میآید
صیقلی از مه نو در کف روشنگر فیضبه جلا دادن آیینه جان میآید
تا کند پاک ز آلایش عصیان همه راموج رحمت ز کران تا به کران میآید
نیست مه، بلکه هماییست که از اوج شرفبر سر خلق جهان بالفشان میآید
میکند پشت جهانی سبک از بار گناهگرچه بر نفس شکمخواره گران میآید
تا به شب ابر کرم، فیض و عطا میباردتا سحر تیر دعاها به نشان میآید
گل بچین، زین چمن فیض که ده روز دگرگلشن عمر ترا، فصل خزان میآید
بربا گوی سعادات، ازین میدان زودکه اجل سوی تو خوش گرم عنان میآید
عمل خویش تو امروز نکو کن واعظکه بد و نیک تو فردا به میان میآید