گنج

شمارهٔ ۳۰۷

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: رداشتند۶ بیت
می پرستان چهره ها از تاب می افروختندبهر روز حشر، رنگ خجلتی اندوختند
در مآل خویش، یکدم فکر نتوانند کردبسکه میخواران دماغ از آتش می سوختند
دامن دل را، بگل میخ خیال سیم و زراهل دنیا بر زمین تیره بختی دوختند
این قدر این قوم میدانند رسم خواجگیصد یک آن بندگی هم کاش می آموختند
این قدر شد رشته عمر دراز این قوم راکز دو عالم دیده امیدواری دوختند
راه میبردند واعظ بر سر گنج نجاتگر درین ظلمت چراغ توبه می افروختند