گنج

شمارهٔ ۲۲۸

قافیه: وافتد۵ بیت
سخن تا پخته نبود کی پسند خاص و عام افتد؟نگیرد کس ز خاک آن میوه یی کز نخل خام افتد؟
بتلخ و شور گیتی صبر کن، خواهی گر آزادیکه بهر آب شیرین، ماهی دریا بدام افتد
به گمنامی بساز و آبروی خود مده از کفعقیق از آب و رنگ خویشتن از بهر نام افتد
به عقل خویش گو خندد، بروز خویش گو گریدبه رنگ شیشه می هرکه از دنبال جام افتد
مشو سرگرم اقبال بلند خویشتن چندینکه چون خورشید تابان، هرکه خیزد صبح، شام افتد