شمارهٔ ۸۲ - خاکستر تنور
فلک خراب شوی انقدر غرور چرابه اهل بیت نبی گشته ای جسور چرا؟
عزیز ساقی کوثر، به دشت کرب و بلاسرش ز تن لب خشکیده گشت دور چرا؟
شهی که خوابگهش دامن پیمبر بودبه خاک خفته، تن چاک چاک و عورچرا؟
شهی که پرورش در کنار زهرا بودشکسته سینهٔ او از سم ستور چرا؟
سری که فاطمه شستی غبارازاو خولیرخش نهاد به خاکستر تنور چرا؟
زنی چو زینب غمدیده تاب صبر نداشتولی به موج بلا گشت او صبور چرا؟
حریم آل علی را مکان، خرابهٔ شامزنان نسل زنا را مکان قصور چرا؟
شهی که در ره امت، روان شیرین داداز او مضایقه «ترکی» زاشک شور چرا؟