گنج

شمارهٔ ۷۶ - انتظار قافله

۱۲ بیت
فلک به آل پیمبر سر مجادله داردبه اهل بیت نبی تا کی این معامله دارد
کنار دجلهٔ کرب و بلا بیا و نظر کنچه موج ها و چه گرداب های هایله دارد
عزیز فاطمه صد پاره تن فتاده به میدانهنوز دل، به دل آرام خویش یکدله دارد
به نوک نی سر سلطان دین مقابل زینباگر غلط نکنم مهر و مه مقابله دارد
میا راس حسین و تن فتاده به خاکشخدا گواست که یک چوب نیزه فاصله دارد
زبس دو یده سکینه به راه شام پیادهدریغ و درد که پایش هزار آبله دارد
ز خیمه گاه سوی قتلگه دود ز چه زینببدان که حاجی عشق است و میل هر وله دارد
به شام زینب بی خانمان به کنج خرابهغمین نشسته و با بخت خویشتن گله دارد
یزید بر لب و دندان شاه عشق، زند چوببه حیرتم دل زینب چقدر حوصله دارد
گناه حضرت سجاد چیست؟ جرم کدامشکه غل به گردن و بر دست و پای سلسله دارد
مدام فاطمه در کوچه های شهر مدینهنشسته بر سر راه انتظار قافله دارد
قبول فاطمه افتد گر این مصیبت «ترکی»به روز بازپسین، باز چشم بر صله دارد