شمارهٔ ۱۹ - خلاصهٔ ناس
گرفت مشک وروان گشت آن خلاصهٔ ناسهژبر بیشهٔ مردی و مردمی عباس
رساند جنگ کنان خویش را به شط فراتنمود مشک پر از آب، آن سپهر اساس
قدم نهاد برون تشنه لب، ز شط فراتنمود حمله بر آن کافران حق نشناس
کشید تیغ و، رجز خواند و، حمله کرد چو شیرز هم سپاه عدو را درید چون کرباس
ز بسکه بر زبر هم فتاده بود قتیلزمین معرکه گفتی مگر نمود آماس
ز ضرب بازوی او پر دلان لشکر رافتاد لرزه بر اندامشان ز بیم و هراس
ز بسکه بر بدن زخم تیر و نیزه رسیدازآن گروه بد آیین بدتر از خناس
بریده دست و، بدن چاک چاک و، خالی مشکز صدر زین، به زمین خورد آن خلاصهٔ ناس
کنارشط، لب تشنه سپرد جان اماگرفت از کف ساقی کوثر آب، عباس
ز قتل حضرت عباس « ترکیا » شب و روزبریز اشک و ببر کن ز غم، سیاه لباس