گنج

شمارهٔ ۴

وزن: مفاعلن فع مفاعلن فعقافیه: ان۴ بیت
اگر به سوی من آیی ای مهز حال زارم شوی تو آگه
به رحم آید دل تو ناگهنمایی با من تو لطف و احسان
به دام زلف و به تار گیسواسیر کردی تو جان و دل را
به تیغ ابرو نمودی قتل وکشیدی یکسر به تیغ مژگان