رباعیات
شمارهٔ ۱این دیده به راه انتظاریست مراشمارهٔ ۲افگار توام تاب و توانی بفرستشمارهٔ ۳بازم به کمین غمزه پنهانی هستشمارهٔ ۴ای آنکه همیشه جور کارت باشدشمارهٔ ۵گر فلک سازد جدا زان گوهر یکتا مراشمارهٔ ۶روزی که فلک از تو بریده است مراشمارهٔ ۷در بزم تو هر کس که می ناب خوردشمارهٔ ۸دنبال من آن به که تکاپو نکنیدشمارهٔ ۹هرگز دل من به عیش فیروز مبادشمارهٔ ۱۰هرجا که سگیست آستانی داردشمارهٔ ۱۱تا از تو زجور فلک افتادم دورشمارهٔ ۱۲رسم و ره آن یار ستمکار نگرشمارهٔ ۱۳رفتی تو رفت زندگانی افسوسشمارهٔ ۱۴گفتی که کیم؟ گوشه نشینی که مپرسشمارهٔ ۱۵هر کس به من سوخته خرمن سازدشمارهٔ ۱۶عمریست که از دلم جنون می جوشدشمارهٔ ۱۷ای آن که چو بگذری تو بر یاد دلمشمارهٔ ۱۸خواهم که سرود عشق بنیاد کنمشمارهٔ ۱۹دردا که بت ستیزه کاری دارمشمارهٔ ۲۰عمریست که تیره روزگارم چکنمشمارهٔ ۲۱کی پیش کسی حکایتی از تو کنمشمارهٔ ۲۲گر بی تو به بزم عیش ساغر زده امشمارهٔ ۲۳گویند به من که بیقراری نکنمشمارهٔ ۲۴نه ذوق من از وصل نگاری دارمشمارهٔ ۲۵گفتی که تنی که عشق فرسودت کوشمارهٔ ۲۶ای آن که به غیر از تو مرا یاری نهشمارهٔ ۲۷تا عشق مرا فاش نمی دانستیشمارهٔ ۲۸در محفل غیر باده چون نوش کنیشمارهٔ ۲۹رفت آن که به صبر خود گمان داشتمی