گنج

شمارهٔ ۹ - خر خمخانه

۸ بیت
خر خمخانه را جودان بماندستوگر ماندست جو کو تا بخاید
بسنگ هجو من دندان شکستستکه بی بیطار بیخش برنیاید
سرش از سهمناکی شد به آنسانکه جز پالیزبانان را نشاید
به جز آکنده و آخُر نباشددر آن محفل که او شعری سراید
همان نشخوار چندین ساله باشدکسی را کز نکوهد یا ستاید
به هجو و مدح پیوندی ندارمز فیری و شهیقی می‌دراید
گهی خر کره میرش همی . . . اوچو میر مرد و پیرک شد که . . . اید
خریدم خانهٔ آخر برآوردبه دربان، تا به دروازه نیاید