گنج

شمارهٔ ۲۳ - در هجاء خر خمخانه

۲۱ بیت
ای پرستنده زاده سم خرخر مردم نئی که مردم خر
سر خر برتر از گریبانیدر زنخدان فرو فرودم خر
هست بر من ترا تقدم و نیستخوی خر بنده بر تقدم خر
تو چو خر پیش من دوان گشتهمن چو خر بندگان با دم خر
همه خر بندگان خر شده گمیافته خر خوهندو من گم خر
که وجو میکنی بمن بر حکمکز که وجو بود تنعم خر
ندهمت کاه و جو از آنکه روانیست بر آدمی تحکم خر
شاخ گاوی که که کشد بجویدر سپوزم بکاف گندم خر
این ترا نیست خر کسان تراستدور از اندیشه و توهم خر
ای خر ار خرنئی جوابی گویهم خر خم مباش و هم خم خر
شعر علم است و تو خر عامیعلم مستغنی از تعلم خر
بار بل هم اضل کشی برخیرتا ترا نام گشت بل هم خر
شعر ژاژیدن لهاشم توعلک خائیدن لهاشم خر
بترنم هجای من خوانیسرد و ناخوش بود ترنم خر
چو بعان عان رسی فرو مانیای نه عان عان خرند عم عم خر
لبت از هجو در لبیشه کنمکه بدینسان بود تبسم خر
خم خر می کنی و میگذریمینمائی بمن تجشم خر
شاخ گاوی که در شود بشکافبه برون آمدن شود سم خر
چو مرا خر سوار خود دیدینبود در دلم ترحم خر
با تو خم خم کنی شکسته بومبسر سنگ همچو خم خم خر
مقطع شعر تو هم از تو نهمدر . . . زنت باد پنجم خر