شمارهٔ ۸ - دهقان زاده
مدح دهقان زاده طبع از زنگ بزداید مراتا نگویم مدحت او، طبع نگشاید مرا
تا نکوخواه ویم، دولت نکو خواهد مراتا ستایم مرورا، ایام بستاید مرا
شب چو بندیشم که فردا سر نهم بر آستانشبامدادان از شرف سر بر فلک ساید مرا
گر صلت گیرم ز دست دیگران بسیار چیزتا نگیرم اندکی زو، کار برناید مرا
اندکش بسیار به باشد ز بسیار کسانمن همی دانم که خود اندک نفرماید مرا
از برای آنکه زو عیدی بیابم روز عیدبر تن این سی روز، روزه هیچ نگزاید مرا
از گراینده نباشد سیم او در جیب مناز سبکباری به ناگه باد برباید مرا
هست ارزانی بدان آن مهتر آزاده خلقکز ثنای او زبان در کام ناساید مرا
جز ثنای او مبادا زینتی در شعر منتا بدان گاهی که از خاطر سخن زاید مرا