گنج

شمارهٔ ۲۱ - خطیب بباع

۸ بیت
خطیب بباع ای منعمی که در عالمکسی ندانم کز نعمت تو محرومست
خیال و سیرت و رسم و ره تو محمودستمنزهی تو ز هر خصلتی که مذمومست
چنانکه گشت نبوت بمصطفی مختومکنون مروت امروز بر تو مختومست
همه جهانرا معلوم شد که هر علمیکه در جهان بود، آن علم بر تو معلومست
رسید تیر مه و تیر روشن سرماتو راست علم که پیکان چگونه مسمومست
میان جبه من حشو نیست گرچه بسیبشعرم اندر حشو است و بر تو مفهومست
فرست جبه مرسوم من به دست کسیبر من و، منم آنکو به ژنده مرسومست
بزی بکام دل خویش در جهان چندانکزان زیادت نه ممکنست، موهومست