گنج

شمارهٔ ۲۸ - در مدح سعدالملک وزیر

۱۶ بیت
رسیده ماه محرم به سال پانصد و شصتبه بارگاه وزیر خدایگان بنشست
که تا نظر کند اندر جمال طلعت اوکه هیچ شه را مانند او وزیری هست
خجسته‌رای و همایون‌لقا و فرّخ‌فالدراز عمر به عدل و ز ظلم کوته‌دست
ستوده‌سیرت و پاک‌اعتقاد و نیکو‌ظنبه دل خدای‌شناس و به تن خدای‌پرست
سر وزیران صدر بزرگ سعد الملککه سعد اکبر ناظر بُوَد به وی پیوست
درِ سعادت نام خدایگان مسعودگشاد بر وی بخت آنچنان که نتوان بست
اگر نه عدل شهستی و نیک‌راییِ اوشدی سراسر کار جهان تباه و تبست
ز باغ دولت شاه جهان به خلق جهانگل سعادت او بوی داد و خار نخست
ز خار غم دل و جان کسی که در دل اودرخت دوستی و مهر او نرُست نرَست
هر آنکه جُست مراد وی از جهان حاصلز چنگ جور و عنا جُست ور نجُست نجَست
بلند همت صدری که همچو جِرم زمینبه جنب همت او آسمان‌نمایت پست
به گوهر از همه آزادگان شریف‌تر استبر آن قیاس که یاقوت ناروان زجست
ز باده کرده کرم و لطف نوش لذت اوسران روی زمینند خرّم و سرمست
به کام حاسد او چون کبست بادا نوشبه کام ناصح او همچو نوش باد کبست
به سال پانصد و شصت این قصیده گفتم و خواستبقای عمر ورا شش هزار و ششصد و شصت
جهان به کام و مرادش رفاه تا ماهیبه کام حاسد او چون به کام ماهی شست