گنج

شمارهٔ ۲ - در مدح علاء الدین محمد بن سلیمان

۲۷ بیت
آورد گرد فتح و ظفر پیش چشم ماباد از رکاب عالی لازال عالیا
گرد از رکاب عالی بر نصرت و ظفردر دیده رعیت باشد چو توتیا
عالی علاء دولت و دین آنکه تا بحشرهرگز مباد دولت و دین را جز او علا
حاقان محمد بن سلیمان که ملک اودارد نهاد ملک سلیمان پادشا
آن پادشا که تا که خدایست نصرتیستبر دشمنان مراو را هر روز از خدا
ناصر ویست دین خدای و رسول رانصرت بجز ورا بجهان کی بود روا
نیک آمد و بد آمد خلق خدا ازوستآن به بود که قدرت و قوت بود روا
چون گند ناز روی زمین دشمنان دینسر بر زدند از حد چین تا در ختا
دست فلک ربود سر دشمنان دیناز تیغ گندنا شبه او چو گندنا
آنان که بر مخالفت پادشاه دینبودند دست برده بمکر و بسیمیا
نه سیمیا و مکر بفر همای شاهزیشان نشان دهد نه زسیمرغ و کیمیا
آن پادشا که هرکه خلافش صواب دیدشمشیر او صواب جدا کرد از خطا
آن پادشا که هیبت زور سپاه اوافکند فتنه در ختن و خطه ختا
دشمن شکر شهی که چو عزم شکار کرداز هر کجا که روی نهد تا بهر کجا
چون گردناست نیزه آتش سنان اودشمن چو مرغ گردان در گرد گردنا
یاقوت را شنیدم کز روی خاصیتدفع وبا کند چو عفونت بود هوا
روی هوا ز لشکر کفار شد عفناز گونه گونه وسوسه فاسد و هوی
پیکان تیر شاه چو یاقوت سرخ گشتاز خون دشمنان و درافکندشان ز پا
گردافع و با بد یاقوت ور نبودآرنده وبا بچه معنی شد و چرا
خاقان قضای ایزد باربست از قیاسبر دشمنان دین همه شور و شر و بلا
خواهند کز قضا و بلا درکشند رویکارد فرود بر سر ایشان بلا قضا
کوشد اگر بجهد کسی با قضا بجنگمغلوب گردد و بودش جهد نابجا
ایزد سزای نصرت مرشاه را گزیدچون شاه عزم کرد بآوردن غزا
نصرت سزای شاه بدو شه سزای اوواقبال ره نمود سزا را سوی سزا
از کردگار نصرت و از شاه کوشش استاز کافران هزیمت و از مؤمنان دعا
دشمن قفای لشکر شه دیده کی کندمادام تا که دعوت نیکوست در قفا
ایزد خدایگان جهانرا بقا دهادبیرون ز حد غایت و بیرون زانتها