گنج

شمارهٔ ۱۹۴ - وزیر خجسته پی

۱۲ بیت
ای پایگاه قدر تو بر خط استویاز فر تو چو خلد برین گشته استوی
در باغ استوی طرب انگیز بگذرانلحن مغنیان خود از خط استوی
جان راغذا سماع خوش و روی نیکو استزین هر دو باد جان لطیف ترا غذای
صاحبقران توئی و جهان سربسر تراستخود در جهان ز شاهی صاحبقران بلی
از شرق تا بغرب جهان را بنام نیکبخریدی و نوشت زمانه خط سری
هر روز تا جهان نشود انتهاپذیراندر جهان نشاط و طرب را کن ابتدای
تو نفتدای شرقی و غربی بمهتریهرجا که مهتریست بتو کرده اقتدی
شاه زمانه از تو وزیر خجسته پیدارد عدوی خود را چون شاه در عری
آراسته است صدر وزارت بنام توچون مسند نبوت از سید الوری
ایزد چنان بلندی کاندر جهان نهادبا همت تو کرد نیارد فلک مری
بر وفق همت تو نهاده است گوئیاایزد سرای عزت و جاه ترا بنی
تا یک تن از ثری و ثریا مثل زنندبادی تو بر ثریا خصم تو در ثری