شمارهٔ ۱۷۸ - در مدح صدر جهان
صدر جهان رسید به شادی و خرمیدر دوستان فزونی و در دشمنان کمی
شاه جهان و صدر جهان شاد و خرم استجاوید باد شاه به شادی و خرمی
ای شاه راز طلعت فرخنده فال تودر دیده روشنائی و در سینه بی غمی
هستند ناصحانت ز ناز و نِعم غنیچونانکه حاسدانت ز بار نِقم غمی
صدر زمین تواضع و خورشید طلعتیوز طلعت تو تافته خورشید بر زمی
خورشیدی و سحاب چه خورشید و سخاخورشید جود ذره سحاب سخا نمی
مرامت رسول علیه السلام رادر علم شرع صاحب و صدر مسلمی
عالی عبارت خوش عذب فصیح تواز الکن الکنی برد از ابکم ابکمی
سلطان ملک دینی و دنیا هم آن تستچون نیکخواه دولت شاه معظمی
مردم شناس شاهی و نزدیک اهل عقلمردم توئی و شاه شناسا به مردمی
چون آدمی به صورت و معنی فرشتهایگوئی که هم فریشتهای و هم آدمی
با آنکه اعلم العلمائی به علم شرعفتوی نشان کننده به والله اعلمی
الله اعلم ار ز تو باشد کریمترباری، ز علم از همهٔ خلق اکرمی
در مدح تو به صورت تضمین ادا کنمیک بیت رودکی را در حق بلعمی
صدر جهان جهان همه تاریک شب شدهستاز بهر ما سپیده صادق همی دمی
بینند جسم را و نبینند روح رابینیم مر ترا که تو روح مجسمی
کردند قصد جسم تو و روح تو بسیآهوئی و فزرمی و کرکویی و رمی
بگرفتشان زمین و زمان کرد خاکسارتو همچنان عزیز و شریف و مکرمی
تا جای گنج قارون ایشان فرو شدندتو برشده به طارم عیسی بن مریمی
ایوان تو ز طارم پیروزهٔ فلکبگذشت از آنکه صاحب ایوان و طارمی
در جویبار سنت و در باغ علم شرعچون سرو راستی چو بنفشه همی خمی
طاوس وار در چمن فقه و باغ علمزینسو همی خرامی و زانسو همی چمی
از حشمت تو بی ربض و خندق و سلاحسدّ سکندر است بخارا ز محکمی
اسلاف تو به رحمت حق حامی ویاَندبی زحمت پیاده و سرهنگ دیلمی
حق کی گذاشتی که بخارای چون بهشتویران شود به حمله مشتی جهنمی
شمس حسام برهان دانی که تو کهایدرد بخاریان را درمان و مرهمی
در حضرت سمرقند از فر پادشاهشاهنشه ائمه دین فخر عالمی
تدریس تو دعای شهنشاه اعظم استتو خاص دوستدار شهنشاه اعظمی
تا چرخ تیز دور ز دوران نیارمدباید که از دعای شهنشه نیارمی