شمارهٔ ۱۵۰ - در مدح نصیرالدین احمد
ماه معظم آمد با فر و آفرینبا عفو و فضل و مغفرت عالم آفرین
ماهی است این کز آمدن او خجستگی استبادا خجسته آمدنش بر نصیر دین
والا نصیر دین شرف و دولت رفیعاحمد که آفریده شد از حمد و آفرین
عین الکفات آنکه نگهدار کار ملکهست او بعین روشن و دیدار دور بین
آزاده ای بجود و سخا گشته بی نظیرفرزانه ای بذهن و ذکا گشته بی قرین
صدری که هفتمین فلک از قدر و همتششد زیر دست چونکه بهفتم فلک زمین
همچون زمین که باشد در سایه فلکباشد فلک مراو ار در سایه نگین
جز با سخا برون ننهد پا از آستانجز با عطا برون نکند دست از آستین
آزادگی بطینت او در سرشته شدآنگه که آفریده شد آدم ز آب و طین
ای ملک شاه شرق بفرهنگ و فضل توبا فر ملک شکاه فریدون آبتین
کار رعیت و حشم پادشاه راتدبیر تو صواب بود رای تو متین
خطی که تو کشی همه ارکان ملک رارائی است مستقیم و سبیلی است مستبین
صاحب که برگزیده سلطان عالم استاو مر ترا ز عالمیان کرد برگزین
چون نزد خود مکین و امین یافت مرترانزدیک پادشاه مکین گردد و امین
آزادگان بوطع مراو را شده رهیفرزانگان بطبع مراو را شده رهین
چون آفتاب چرخ که روشن کند جهانروشن شد از کفایت او ملک شرق و چین
تیره دوات او رخ کلکت کند منیرکلک نزار او تن دولت کند سمین