گنج

شمارهٔ ۱۲۳ - امام کیست

۳۳ بیت
ایا گرفته تو اندر سرای جهل مقامتهی ز دانش و غرقه میان بحر ظلام
ایا بعمری دایم فسوس گشته دیوز مصطفی بتو بر صد هزار گونه ملام
ایا گسسته ز حبل خدا و دعوت حقبکام خود بسرت کرده است دیو لگام
ایا مخالف اسلام و راه دین هدیکشیده گردن از بیعت اولوالارحام
ره صواب ندانی همی ز راه خطاره حلال ندانی همی ز راه حرام
نه مشک بازشناسی همی ز پشک سیاهنه عود و عنبر و کافور را ز سنگ رخام
نه حق ز ناحق دانی نه بنده راز خداینه مرد ناقص پر عیب راز مرد تمام
همی ندانی ای کور دل بعمری خویشکه احمد قرشی را وصی که بود و کدام
نگر که پای ابر کتف مصطفی که نهادبتان ز کعبه که افکند و پاک کرد مقام
نگر که از پس پیغمبر خدای بزرگکدام بود بعلم و بدانش و احکام
نگر که مهتر آل نبی که بود از اصلنگر که خالق جبار را که بدضرغام
نگر که ایزد شمششیر خویشتن بکه دادبکه سپرد پیمبر پس از فراق حسام
نگر که بن عم و داماد مصطفی که بداستنگر که فضل کرا کرد از بنی اعمام
نگر که گردش ترویج دین و بودش یارولی که بود ابر ذوالجلال و الاکرام
گر که دست که بگرفت مصطفی بغدیرکه را امام هدی خواند و فخر وزین همام
یکی فضیلت بد پیش ازین امامت راهمی دهی بدل خویش اندرین آرام
اگر بغار بد او یار مصطفی یکشببدین فضیلت بایدش سروری فرجام
چهل شبانروز ابلیس بند بنوح نبیبدان سفینه پر آب اندرونش مقام
وگر بپیری کس را رسد امامت خلقکسی بپیری ابلیس بد در آن ایام؟
ایا مناسب دل کور ابله ملعونز کور بختی دایم دراوفتاده بدام
مرا امام هم از جایگاه وصی خداستز جایگاه نبی مرترا امام کدام
امام آنکه بپیش بتان نکرده نمازنکرده جز ملک العرش را صلوة و صیام
امام آنکه خداوند علم و شمع هدی استامام آنکه تقی و نقی و ز اصل کرام
امام آنکه بچیز کسان نکرده طمعنخورده چیز یتیمان حلال خورده مدام
امام آنکه بزور و درم نشد مشغولازین بعید نبود ار همیشه بودش وام
امام آنکه فدا کرد تن بجای نبیز وقت خفتن تا صبح روز دادن بام
امام آنکه بروزه بدی سه روز و سه شبطعام داد بسائل بوقت خوردن شام
امام آنکه خدای بزرگ روز غدیربفضل کرد بنزدیک مصطفی پیغام
امام آنکه بجز طاعت خدای نکردبر او امام پسندی تو عابد اصنام
امام آنکه با مصطفی برو قضابود ابر لب حوض و بدستش اندر جام
امام آنکه علیرغم این مناصب رالوای حمد بدستش بود بروز قیام
امام آنکه امید شفاعتم همه اوستکه در محبت او در شوم بدار سلام
اگر تو خواهی مؤمن شوی بیا بشنوز قول شاعر سوز نگر این درست کلام