رباعیات
شمارهٔ ۱مولای همه علیست مولای خداشمارهٔ ۲نبود، به جز از علی کسی مرد خداشمارهٔ ۳گویند «وفایی» که علی نیست خداشمارهٔ ۴مُشکی که ز نافه است و اصلش ز خطاستشمارهٔ ۵این رتبه علی را، ز علی اعلاستشمارهٔ ۶هرکس که بمیرد اهل یا، نا اهل استشمارهٔ ۷در باغ جهان میل تماشایم نیستشمارهٔ ۸این دختر رز، که مادرش انگور استشمارهٔ ۹این دختر رز، چه شوخ و شنگ آمده استشمارهٔ ۱۰در آرزوی جرعه ی می جانم سوختشمارهٔ ۱۱گفتی که به وقت مردن آیم به سرتشمارهٔ ۱۲زهّاد، به دخت رز، ببندند نکاحشمارهٔ ۱۳بر دوش پیمبر چو علی بالا، شدشمارهٔ ۱۴کس کو که توان علی به عینین بیندشمارهٔ ۱۵در خلقت مرتضی به هنگام وجودشمارهٔ ۱۶گر بنده گنه ز رحمتت بیش کندشمارهٔ ۱۷کس صرفه ز سودای قیامت نبردشمارهٔ ۱۸در گلشن عمر ما بهاری نبودشمارهٔ ۱۹زاهد که ز کوی معنی آواره شودشمارهٔ ۲۰این قوم که نام زهد بر خود بستندشمارهٔ ۲۱یک جرعه ی می اگر، دهندم چه شودشمارهٔ ۲۲در کعبه ی گل باغ جنان خواهی دیدشمارهٔ ۲۳از چیست که سنّیان تعلّل دارندشمارهٔ ۲۴از علم بود عمل «وفایی» منظورشمارهٔ ۲۵عشّاق ز عشقت همه در سوز و گدازشمارهٔ ۲۶کو دختر رز، که تا دل و دین دهمششمارهٔ ۲۷گر، دوست خداست گو همه دشمن باششمارهٔ ۲۸از حُبّ علی نمی توان شد منفکشمارهٔ ۲۹تا گشت رضای او رضای من و دلشمارهٔ ۳۰من جز، بر قومِ باده نوشان نرومشمارهٔ ۳۱جنّت به بها، نمیدهی میدانمشمارهٔ ۳۲بر دوش نبی علی چو بنهاد قدمشمارهٔ ۳۳در بندگی خدای خود مأمورمشمارهٔ ۳۴در معنی حرف بایدت پی بردنشمارهٔ ۳۵نبود، به جز از مهر علی در دل منشمارهٔ ۳۶با موی سفید آمدم و روی سیاهشمارهٔ ۳۷دل بسته «وفایی» به تولاّی علیشمارهٔ ۳۸شک نیست «وفایی» که خدا نیست علیشمارهٔ ۳۹یک سر، داری هزار، سودا در ویشمارهٔ ۴۰می نوش که تا، زندهٔ جاوید شوی