گنج

مرثیه

۶ بیت
بدادم زر، گرفتم در عوض جانچه جان جان جهان به به چه ارزان
اگر زر، دادم امّا سر گرفتمبه عالم زندگی از سر گرفتم
همین دولت بس اندر نشأتیمکه من سوداگر رأس حسینم
سراسر کلبه ام گردیده پُر نورفکنده در سر سودایی ام شور
مسیحا را نمودم شاد و خرّمز غم آزاد کردم جان مریم
عبادت های چندین ساله آخرثمر بخشید و شد امروز ظاهر