شمارهٔ ۱ - در مدح خواجه کاینات محمدبن عبدالله صلوات الله و سلامه علیه
تا که خدایی کند خدای محمّد (ص)دست من و دامن ولای محمّد (ص)
روضه ی رضوان و حور و جنّت و غلمانروز جزا کمترین عطای محمّد (ص)
عاجز و محتاج و دردمند و فقیرندهر دو سرا، بر در سرای محمّد (ص)
مهرومه و عرش و فرش و لوح و قلم رابود و بقا باشد از بقای محمّد (ص)
قصه ی «لولاک» را بخوان که بدانیخلقت افلاک را برای محمّد (ص)
حجر و حطیم و صفا و مروه و زمزمجمله گواهند بر صفای محمّد (ص)
گرچه بسی نارساست خلعت امکانبر شرف قامت رسای محمّد (ص)
داد، به امکان شرف از آنکه خدا بودعاشق و مشتاق بر لقای محمّد (ص)
عالم ایجاد، روز و شب همه خوانندهر که به آئین خود ثنای محمّد (ص)
بدر، به هر مه هلال می شود از آنتا که شود نعل کفش پای محمّد (ص)
عارف کامل کسی بود، که شناسدقدر محمّد ز اوصیای محمّد (ص)
نیست وفایی «وفایی» ار، نسپاردجان زوفا بر سر وفای محمّد (ص)