رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱ای آنکه طلب کار خدایی به خود آرباعی شمارهٔ ۲درویش عزیز پادشا شد به خدارباعی شمارهٔ ۳علمی که تو را پاک کند از من و مارباعی شمارهٔ ۴دریاب تو این قول حکیمانهٔ مارباعی شمارهٔ ۵ماهی در آب و ماکیان در صحرارباعی شمارهٔ ۶بنواخت مرا لطف الهی به خدارباعی شمارهٔ ۷از آتش عشق صنم دلکش مارباعی شمارهٔ ۸دادند جهانی دل و هم دست به مارباعی شمارهٔ ۹مطلوب خود از خود طلب ای طالب مارباعی شمارهٔ ۱۰در جام جهان نما نظر کن همه رارباعی شمارهٔ ۱۱از خود بگذر نور خدا را بطلبرباعی شمارهٔ ۱۲در دیدهٔ ما نور خدا را بطلبرباعی شمارهٔ ۱۳از زحمت پا اگر بنالم چه عجبرباعی شمارهٔ ۱۴عالم چو سرابست و نماید سر آبرباعی شمارهٔ ۱۵چشمت همه نرگسست و نرگس همه خوابرباعی شمارهٔ ۱۶عشقست که جان عاشقان زنده از اوسترباعی شمارهٔ ۱۷تا بر سر ما سایهٔ شاهنشه ماسترباعی شمارهٔ ۱۸دریای محیط جرعهٔ ساغر ماسترباعی شمارهٔ ۱۹گفتم جنت گفت که بستان شماسترباعی شمارهٔ ۲۰در دیدهٔ ما نقش خیالش پیداسترباعی شمارهٔ ۲۱دارنده چو ترکیب چنین خوب آراسترباعی شمارهٔ ۲۲ترکیب طبایع ار نگشتی کم و کاسترباعی شمارهٔ ۲۳ای دل به طریق عاشقی راه یکی استرباعی شمارهٔ ۲۴صبح و سحر و بلبل و گلزار یکیسترباعی شمارهٔ ۲۵میخانهٔ عشق او سرای دل ماسترباعی شمارهٔ ۲۶در مذهب ما محب و محبوب یکیسترباعی شمارهٔ ۲۷مائیم چنین تشنه و دریا با ماسترباعی شمارهٔ ۲۸ناخورده شراب مستیش چندان نیسترباعی شمارهٔ ۲۹گر کشته شوم به تیغ عشقش غم نیسترباعی شمارهٔ ۳۰طاعت ز سر جهل به جز وسوسه نیسترباعی شمارهٔ ۳۱همه نیکند هیچ خود بد نیسترباعی شمارهٔ ۳۲توحید تو پیش ما همه شرک و دوئی استرباعی شمارهٔ ۳۳دیدم رندی که سید رندانسترباعی شمارهٔ ۳۴تخت دل من مسخر شاه منسترباعی شمارهٔ ۳۵این هشت حرف نام آن شاه منسترباعی شمارهٔ ۳۶این هفت فلک سیاره از آه منسترباعی شمارهٔ ۳۷میخانه تمام وقف یاران منسترباعی شمارهٔ ۳۸درد تو ندیم دل شیدای منسترباعی شمارهٔ ۳۹این عین که عین جملهٔ اعیانسترباعی شمارهٔ ۴۰باران عنایتش به ما بارانسترباعی شمارهٔ ۴۱دل همچو کبوتر است و شاهد باز استرباعی شمارهٔ ۴۲مخموری و میکده نجوئی حیف استرباعی شمارهٔ ۴۳او بر دل تو همه دری بگشاده استرباعی شمارهٔ ۴۴یاری که دلش ز حال ما باخبر استرباعی شمارهٔ ۴۵مردود بود کسی که مردود وی استرباعی شمارهٔ ۴۶رب الارباب رب این مربوب استرباعی شمارهٔ ۴۷آئینهٔ حضرت الهی دل تو استرباعی شمارهٔ ۴۸گنجینه و گنج پادشاهی دل تو استرباعی شمارهٔ ۴۹واصل به خودم عین وصالم اینسترباعی شمارهٔ ۵۰در دیدهٔ ما هر دو جهان آینه استرباعی شمارهٔ ۵۱نقشی به خیال بسته کاین علم منسترباعی شمارهٔ ۵۲در گلشن ما ناله بلبل چه خوشسترباعی شمارهٔ ۵۳ذات و صفت و فعل همه آن وی استرباعی شمارهٔ ۵۴عالم بر رندان به مثل جام می استرباعی شمارهٔ ۵۵در باغ خلافت نبی چار به استرباعی شمارهٔ ۵۶دریاب و بیا که نازکانه سخنی استرباعی شمارهٔ ۵۷این علم بدیع ما بیانی دگر استرباعی شمارهٔ ۵۸گر یار غنا دهد غنا دوست تر استرباعی شمارهٔ ۵۹گم کردن و یافتن همه گردن تسترباعی شمارهٔ ۶۰ذاتی که به نزد ما نه فرد است و نه جفترباعی شمارهٔ ۶۱ناخورده شراب ذوق آن نتوان یافترباعی شمارهٔ ۶۲در آینهای گرچه نماید غیرترباعی شمارهٔ ۶۳عشق آمد و عقل رخت بربست و برفترباعی شمارهٔ ۶۴بی درد طریق حیدری نتوان یافترباعی شمارهٔ ۶۵خوش آینه ایست مظهر و ذات و صفاترباعی شمارهٔ ۶۶از عالم کفر تا به دین یک نفس استرباعی شمارهٔ ۶۷صحبت با غیر اگر چه از بهر خداسترباعی شمارهٔ ۶۸تا بر سر ما سایهٔ شاهنشه ماسترباعی شمارهٔ ۶۹دریای محیط جرعهٔ ساغر ماسترباعی شمارهٔ ۷۰میخانهٔ عشق او سرای دل ماسترباعی شمارهٔ ۷۱دیدم رندی که سید رندان استرباعی شمارهٔ ۷۲آن عین که عین جملهٔ اعیان استرباعی شمارهٔ ۷۳واصل به خودم عین وصالم این استرباعی شمارهٔ ۷۴عشق است که جان عاشقان زنده از اوسترباعی شمارهٔ ۷۵در دیدهٔ ما هر دو جهان آینهای استرباعی شمارهٔ ۷۶ای دل به طریق عاشقی راه یکی استرباعی شمارهٔ ۷۷در مذهب ما محب و محبوب یکی استرباعی شمارهٔ ۷۸یاری که چو ما غرقهٔ دریا گرددرباعی شمارهٔ ۷۹رندی که ز هر دو کون یکتا گرددرباعی شمارهٔ ۸۰عشق آمد و شمع خود به پروانه سپردرباعی شمارهٔ ۸۱صد جان به فدای دلبران خواهم کردرباعی شمارهٔ ۸۲در مجلس ما به ترک می نتوان کردرباعی شمارهٔ ۸۳دل دوش دم از لطف الهی می زدرباعی شمارهٔ ۸۴بیماری اگر کنی دوا به باشدرباعی شمارهٔ ۸۵در هر آنی به ما عطایی بخشدرباعی شمارهٔ ۸۶گر زان که گدا نماند آن سلطان ماندرباعی شمارهٔ ۸۷هر چند که ظالمان همه جمع شوندرباعی شمارهٔ ۸۸بی اسم کسی درک مسما نکندرباعی شمارهٔ ۸۹یاری که چنان است خلیلش خوانندرباعی شمارهٔ ۹۰این نقش خیال عالمش می خوانندرباعی شمارهٔ ۹۱گر دیدهٔ دیگری خیالش بیندرباعی شمارهٔ ۹۲ای دوست حجاب ما ز ما خواهد بودرباعی شمارهٔ ۹۳تا هستی ما به ما عیان خواهد بودرباعی شمارهٔ ۹۴داند عالم اگر نکو اهل بودرباعی شمارهٔ ۹۵وجدان تو با وجود چندان نبودرباعی شمارهٔ ۹۶آن روز که کار وصل را ساز آیدرباعی شمارهٔ ۹۷چون یوسف باد در چمن می آیدرباعی شمارهٔ ۹۸هر آینه ای که در نظر می آیدرباعی شمارهٔ ۹۹لطفش به کرم شهد و شهودم بخشیدرباعی شمارهٔ ۱۰۰دلدار مرا کشت حیاتم بخشیدرباعی شمارهٔ ۱۰۱نقشی و خیالیست که عالم خوانندرباعی شمارهٔ ۱۰۲توحید عوام عاقلان می دانندرباعی شمارهٔ ۱۰۳رندان ز وجود وز عدم دم نزنندرباعی شمارهٔ ۱۰۴آبست که در شیشه شرابش خوانندرباعی شمارهٔ ۱۰۵درد دل خسته دردمندان دانندرباعی شمارهٔ ۱۰۶در پای تو سروران سر انداخته اندرباعی شمارهٔ ۱۰۷از آتش عشق شمعی افروخته اندرباعی شمارهٔ ۱۰۸یک عالم از آب و گل بپرداخته اندرباعی شمارهٔ ۱۰۹ملک و ملکوت با هم آمیخته اندرباعی شمارهٔ ۱۱۰خاک در میخانه مگر بیخته اندرباعی شمارهٔ ۱۱۱هر باده که از حضرت الله دهندرباعی شمارهٔ ۱۱۲رند آن باشد که میل هستی نکندرباعی شمارهٔ ۱۱۳بی اسم کسی درک مسما نکندرباعی شمارهٔ ۱۱۴گر علم به تعلیم الهی یابندرباعی شمارهٔ ۱۱۵درویش و گدا مرتبهٔ جان چه کندرباعی شمارهٔ ۱۱۶یاری که مدام این سخن را خواندرباعی شمارهٔ ۱۱۷در عشق تو شادی و غمم هیچ نماندرباعی شمارهٔ ۱۱۸هر دل که به ذوق سرمدی خواهد بودرباعی شمارهٔ ۱۱۹فقری که از او غنای مطلق آیدرباعی شمارهٔ ۱۲۰آب است که جان ما از او می یابدرباعی شمارهٔ ۱۲۱تا با تو توئی بود دوئی خواهد بودرباعی شمارهٔ ۱۲۲تا قدرت حق دری به عیسی بگشودرباعی شمارهٔ ۱۲۳این لطف نگر که حق به موسی بنمودرباعی شمارهٔ ۱۲۴انسان خوشی محققی پیش آیدرباعی شمارهٔ ۱۲۵هستی یکیست آنکه هستی شایدرباعی شمارهٔ ۱۲۶عینی به ظهور عین ها بنمایدرباعی شمارهٔ ۱۲۷بلبل مست است و بوی گل می بویدرباعی شمارهٔ ۱۲۸بلبل سخن از زبان گل می گویدرباعی شمارهٔ ۱۲۹چون یوسف باد در چمن می آیدرباعی شمارهٔ ۱۳۰آن روز که کار وصل را ساز آیدرباعی شمارهٔ ۱۳۱بی او ما را ظهور یارا نبودرباعی شمارهٔ ۱۳۲بلبل و گل رونق بستان نبودرباعی شمارهٔ ۱۳۳ممکن به خودیش بود و جودی نبودرباعی شمارهٔ ۱۳۴عینی که ظهور کرد اعیان نبودرباعی شمارهٔ ۱۳۵تقوی که در او اسم الهی نبودرباعی شمارهٔ ۱۳۶آن یار فقیر این و آنش نبودرباعی شمارهٔ ۱۳۷بر تخت ولایت آن ولی شاه بودرباعی شمارهٔ ۱۳۸کفر چو منی گزاف و آسان نبودرباعی شمارهٔ ۱۳۹بر تخت ولایت آن ولی شاه بودرباعی شمارهٔ ۱۴۰در بحر محیط هر که او غرق بودرباعی شمارهٔ ۱۴۱با حکمت ما نصیر طوسی چه بودرباعی شمارهٔ ۱۴۲رندی که ز هر دو کون یکتا گرددرباعی شمارهٔ ۱۴۳یاری که چو ما لطف الهی داردرباعی شمارهٔ ۱۴۴دل میل به صحبت نگاری داردرباعی شمارهٔ ۱۴۵بر خاک درش هر که مقامی داردرباعی شمارهٔ ۱۴۶محبوب جمال خود به آدم بخشیدرباعی شمارهٔ ۱۴۷بودش به کمال خویش بودم بخشیدرباعی شمارهٔ ۱۴۸در هر آنی مرا عطائی بخشیدرباعی شمارهٔ ۱۴۹یک نقطه به ذات خود هویدا گردیدرباعی شمارهٔ ۱۵۰هر آینهٔ که در نظر می گذردرباعی شمارهٔ ۱۵۱صد جان به فدای دلبران خواهم کردرباعی شمارهٔ ۱۵۲در مجلس ما که ترک می نتوان کردرباعی شمارهٔ ۱۵۳ای عقل بو که عشق خلاقی شدرباعی شمارهٔ ۱۵۴عالم همه پر ز نور سبحانی شدرباعی شمارهٔ ۱۵۵از جود وجود عشق لا شی ، شی شدرباعی شمارهٔ ۱۵۶تا داروی دردم سبب درمان شدرباعی شمارهٔ ۱۵۷گر قطره نماند آب باقی باشدرباعی شمارهٔ ۱۵۸ای دل بر او به پای جان باید شدرباعی شمارهٔ ۱۵۹در ملک اگر شاه عراقی باشدرباعی شمارهٔ ۱۶۰دانستن علم دین شریعت باشدرباعی شمارهٔ ۱۶۱سازنده اگرچه ساز نیکو سازدرباعی شمارهٔ ۱۶۲بگذر ز تجمل و تکبر بگذاررباعی شمارهٔ ۱۶۳میخانه ذوق در گشادیم دگررباعی شمارهٔ ۱۶۴ما توبه به جام می شکستیم دگررباعی شمارهٔ ۱۶۵عمری به خیال تو گذاریم دگررباعی شمارهٔ ۱۶۶توحید دگر باشد و الحاد دگررباعی شمارهٔ ۱۶۷توحید دگر باشد و الحاد دگررباعی شمارهٔ ۱۶۸برخیز خوش و از سر عالم بگذررباعی شمارهٔ ۱۶۹فرزند عزیز قرةالعین پدررباعی شمارهٔ ۱۷۰ای یار بیار جام و کامی برداررباعی شمارهٔ ۱۷۱مجنون و پریشان تو ام دستم گیررباعی شمارهٔ ۱۷۲ننشین بنشین وز همه عالم برخیزرباعی شمارهٔ ۱۷۳حکمی از او محال باشد پرهیزرباعی شمارهٔ ۱۷۴با ریش سفید میر رعناست هنوزرباعی شمارهٔ ۱۷۵ممکن ز وجود هستی ای دارد و بسرباعی شمارهٔ ۱۷۶ما عاشق و رندیم ز طامات مپرسرباعی شمارهٔ ۱۷۷خوش علم شریفی است نکو می جویشرباعی شمارهٔ ۱۷۸رندانه بیا جام می صاف بنوشرباعی شمارهٔ ۱۷۹بردار نقاب و می نگر آن رویشرباعی شمارهٔ ۱۸۰کو دل که بداند نفسی اسرارشرباعی شمارهٔ ۱۸۱مخلوق خدا همه نکو می دارشرباعی شمارهٔ ۱۸۲این جام و شراب جسم و جان دریابشرباعی شمارهٔ ۱۸۳گفتم که دلم گفت که ویران کنمشرباعی شمارهٔ ۱۸۴مجموع حروف یک الف می خوانشرباعی شمارهٔ ۱۸۵ترسان ترسان همی روم بر اثرشرباعی شمارهٔ ۱۸۶گر معنی تنزیل بداند حافظرباعی شمارهٔ ۱۸۷معشوق یکی عشق یکی عاشق یکرباعی شمارهٔ ۱۸۸مفعول یکی فعل یکی فاعل یکرباعی شمارهٔ ۱۸۹در جام جهان نما نظر کن به جمالرباعی شمارهٔ ۱۹۰از دولت عشق عقل گشته پامالرباعی شمارهٔ ۱۹۱بنشین به در خلوت دل ای کاملرباعی شمارهٔ ۱۹۲در ملک یگانگی دوئی را چه محلرباعی شمارهٔ ۱۹۳تا با غم عشق او هم آواز شدمرباعی شمارهٔ ۱۹۴در کوی خرابات بسی کوشیدیمرباعی شمارهٔ ۱۹۵رفتم به خرابات و خراب افتادمرباعی شمارهٔ ۱۹۶جان و دل خود فدای جانان کردمرباعی شمارهٔ ۱۹۷در کوی مغان مست و خراب افتادمرباعی شمارهٔ ۱۹۸در کوی خرابات خراب افتادیمرباعی شمارهٔ ۱۹۹در کنج فنا گنج بقا یافته ایمرباعی شمارهٔ ۲۰۰تا ما نظر از اهل نظر یافته ایمرباعی شمارهٔ ۲۰۱ما یافته ایم آنچه ما یافته ایمرباعی شمارهٔ ۲۰۲در مجلس انس همدمی یافته ایمرباعی شمارهٔ ۲۰۳تا خانهٔ دل خلوت او ساخته امرباعی شمارهٔ ۲۰۴من در ره عشق جان و دل باخته امرباعی شمارهٔ ۲۰۵تا مرکب عشق درمیان تاخته امرباعی شمارهٔ ۲۰۶شهبازم و شاهباز بشناخته امرباعی شمارهٔ ۲۰۷تا تیغ به عشق از نیام آخته امرباعی شمارهٔ ۲۰۸تا آتش عشق او بر افروخته ایمرباعی شمارهٔ ۲۰۹شاها نظری کن که فقیران توییمرباعی شمارهٔ ۲۱۰ما سوخته ایم و بارها سوخته ایمرباعی شمارهٔ ۲۱۱هم جام جهان نمای عالم مائیمرباعی شمارهٔ ۲۱۲آن صورت الطاف الهی مائیمرباعی شمارهٔ ۲۱۳انگشت زنان بر در جانان رفتیمرباعی شمارهٔ ۲۱۴ما درویشیم پادشاهی بخشیمرباعی شمارهٔ ۲۱۵در کتم عدم قلندر چالاکیمرباعی شمارهٔ ۲۱۶او جمع همه همه تفاصیل وئیمرباعی شمارهٔ ۲۱۷جوهر آبست و گوهرش دُر یتیمرباعی شمارهٔ ۲۱۸در کتم عدم سریر شاهی داریمرباعی شمارهٔ ۲۱۹والله به خدا که ما خدا می دانیمرباعی شمارهٔ ۲۲۰ما محرم راز حضرت سلطانیمرباعی شمارهٔ ۲۲۱ما عادت خود بهانه جوئی نکنیمرباعی شمارهٔ ۲۲۲در نهصد و نه من دو قران می بینمرباعی شمارهٔ ۲۲۳تا صورت او در آینه می بینمرباعی شمارهٔ ۲۲۴ما جمله حروف عالیاتیم مدامرباعی شمارهٔ ۲۲۵ترکیب بدن که چار حرف است مدامرباعی شمارهٔ ۲۲۶در عالم عشق منزلی ساختهامرباعی شمارهٔ ۲۲۷روبند به روی همچو مه بسته بتمرباعی شمارهٔ ۲۲۸دل در سر زلف دلستانش بستمرباعی شمارهٔ ۲۲۹حمام شدم به گوشه ای بنشستمرباعی شمارهٔ ۲۳۰رفتم به خرابات و خراب افتادمرباعی شمارهٔ ۲۳۱بر خاک درش مست و خراب افتادمرباعی شمارهٔ ۲۳۲با شمع رخش دمی چو دمساز شدمرباعی شمارهٔ ۲۳۳در کوی خرابات حضوری دارمرباعی شمارهٔ ۲۳۴گویی که توکل و رضایی دارمرباعی شمارهٔ ۲۳۵هر آینه ای که آید اندر نظرمرباعی شمارهٔ ۲۳۶تا جان دارم به می خوری می کوشمرباعی شمارهٔ ۲۳۷تا جان باشد به می خوری می کوشمرباعی شمارهٔ ۲۳۸گفتم چه کنم که می گو چه کنمرباعی شمارهٔ ۲۳۹هر گه که دل از خلق جدا می بینمرباعی شمارهٔ ۲۴۰در خلوت دل یار نهان می بینمرباعی شمارهٔ ۲۴۱گر صوفی صفهٔ صفا را بینمرباعی شمارهٔ ۲۴۲در ذات همه جلال او می بینمرباعی شمارهٔ ۲۴۳این درد همیشه من دوا می بینمرباعی شمارهٔ ۲۴۴زان باده نخورده ام که هشیار شومرباعی شمارهٔ ۲۴۵ملک و ملکوت و جسم و جانند به همرباعی شمارهٔ ۲۴۶پای چپ و راست دردمندند به همرباعی شمارهٔ ۲۴۷این اسم غنی و اول و آخر همرباعی شمارهٔ ۲۴۸سمع و بصر و لسان و دست و پایمرباعی شمارهٔ ۲۴۹تا آتش عشق او برافروخته ایمرباعی شمارهٔ ۲۵۰از دُردی درد ما دوا یافته ایمرباعی شمارهٔ ۲۵۱در دور قمر چو ماه پیدا شده ایمرباعی شمارهٔ ۲۵۲گرچه زخمی رسیده است بر پایمرباعی شمارهٔ ۲۵۳در کوی مغان مست و خراب افتادیمرباعی شمارهٔ ۲۵۴در کوی خرابات خراب افتادیمرباعی شمارهٔ ۲۵۵مانندهٔ گرد ، گرد مأوا گردیمرباعی شمارهٔ ۲۵۶در کتم عدم سریر شاهی داریمرباعی شمارهٔ ۲۵۷یک جو غم ایام نداریم خوشیمرباعی شمارهٔ ۲۵۸توحید به توحید نکو می دانیمرباعی شمارهٔ ۲۵۹عمری است که زنده به حیات اویمرباعی شمارهٔ ۲۶۰از لوح وجود بخوان تو حافظ قرآنرباعی شمارهٔ ۲۶۱مائیم ز خود وجود پرداختگانرباعی شمارهٔ ۲۶۲ای خواجه به جامهٔ کسان ناز مکنرباعی شمارهٔ ۲۶۳در هر نفسی کسب کمالی می کنرباعی شمارهٔ ۲۶۴گفتم شاهم گفت که از دولت منرباعی شمارهٔ ۲۶۵دل مغز حقیقت است تن پوست ببینرباعی شمارهٔ ۲۶۶در سایهٔ او تو آفتابش می بینرباعی شمارهٔ ۲۶۷جانا لب زیرین تو به یا زبرینرباعی شمارهٔ ۲۶۸آن شاه که او قسیم نار است و جنانرباعی شمارهٔ ۲۶۹بواب از آن نشانده اند بر در اورباعی شمارهٔ ۲۷۰وقتی که نباشد این خیال من و تورباعی شمارهٔ ۲۷۱در ساغر ما به جز می ناب نبورباعی شمارهٔ ۲۷۲ای مظهر ذات را صفات آمده تورباعی شمارهٔ ۲۷۳در بحر در آ درّ یتیم از ما جورباعی شمارهٔ ۲۷۴در بحر در آ و عین ما از ما جورباعی شمارهٔ ۲۷۵گر شه خواهی محرم آن شاه بجورباعی شمارهٔ ۲۷۶اسم و صفت و مظاهر و مظهر کورباعی شمارهٔ ۲۷۷شبخیز که راز او نگوید با اورباعی شمارهٔ ۲۷۸بگذر ز حدوث و قدم هیچ مگورباعی شمارهٔ ۲۷۹یا رب دانی که من بگاه و بیگاهرباعی شمارهٔ ۲۸۰یارم ز سر ناز نقابی بستهرباعی شمارهٔ ۲۸۱در کتم عدم عقل خیالی بستهرباعی شمارهٔ ۲۸۲رند است کسی که از خودی وارستهرباعی شمارهٔ ۲۸۳ای در طلب گره گشایی مردهرباعی شمارهٔ ۲۸۴ای هست همه ز هست تو هست شدهرباعی شمارهٔ ۲۸۵ساقی می خمخانه به ما پیمودهرباعی شمارهٔ ۲۸۶دیدم صنمی جام میی نوشیدهرباعی شمارهٔ ۲۸۷موجود به واجب الوجودیم همهرباعی شمارهٔ ۲۸۸در هر دو جهان غیر یکی باشد نهرباعی شمارهٔ ۲۸۹ما را می کهنه باید و دیرینهرباعی شمارهٔ ۲۹۰حرص و حسد و بعض و ریا و کینهرباعی شمارهٔ ۲۹۱مستم ز خرابات ولی از می نهرباعی شمارهٔ ۲۹۲اسرار سعادت نه به عادت زده ایرباعی شمارهٔ ۲۹۳گر معرفت نامتناهی یابیرباعی شمارهٔ ۲۹۴گر زان که تو الطاف الهی یابیرباعی شمارهٔ ۲۹۵یاری دارم یگانهٔ سرمستیرباعی شمارهٔ ۲۹۶داماد بیاید و کند دامادیرباعی شمارهٔ ۲۹۷با آنکه تو اندر پی مقصود خودیرباعی شمارهٔ ۲۹۸گفتم که منم گفت حجابی داریرباعی شمارهٔ ۲۹۹اللّه یکی صفات او بسیاریرباعی شمارهٔ ۳۰۰گفتم مستم گفت چنین پنداریرباعی شمارهٔ ۳۰۱تا با خبرم ز تو ندارم خبریرباعی شمارهٔ ۳۰۲از فقر به عالم معانی برسیرباعی شمارهٔ ۳۰۳گر زانکه نه در بند هوا و هوسیرباعی شمارهٔ ۳۰۴خواهی که درین زمانه اوحد باشیرباعی شمارهٔ ۳۰۵گر عالم سر لی مع اللّه شویرباعی شمارهٔ ۳۰۶بی رنگ اگر ز رنگ آگاه شویرباعی شمارهٔ ۳۰۷گر مست شراب اذکروا اللّه شویرباعی شمارهٔ ۳۰۸هم تازه گلی هم شکری هم نمکیرباعی شمارهٔ ۳۰۹گفتم به لبانت که سراسر نمکیرباعی شمارهٔ ۳۱۰زنهار دلا مکوش جز بر نیکیرباعی شمارهٔ ۳۱۱گر زان که به ذوق علم ما را دانیرباعی شمارهٔ ۳۱۲ای آنکه طلبکار جهان جانیرباعی شمارهٔ ۳۱۳وقتی که توکلت فراموش کنیرباعی شمارهٔ ۳۱۴بردار ز پیش پردهٔ خود بینیرباعی شمارهٔ ۳۱۵تا جامع اسرار الهی نشویرباعی شمارهٔ ۳۱۶بی آینه تمثال نماید هی هیرباعی شمارهٔ ۳۱۷با عقل حدیث عشق گویی هی هیرباعی شمارهٔ ۳۱۸در کتم عدم وجود جویی هی هیرباعی شمارهٔ ۳۱۹با عقل حدیث عشق گوئی هی هیرباعی شمارهٔ ۳۲۰در عالم حسن بر همه شاه توییرباعی شمارهٔ ۳۲۱از بهر خدا اگر خدا می جویی