گنج

وله ایضاً

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)۱۸ بیت
تا از سر زلف تو یکی تار برآمدصد فتنه عیان شد
صد شور ز اسلام و ز کفار برآمدغوغا به جهان شد
بر خاک زمین چون که یکی جرعه فشاندنداز بادهٔ بی چون
از خاک زمین آن بت عیار برآمدسر خیل بتان شد
مسجود ملایک شد و لشکر‌کش ارواحزان روح مقدس
شیطان ز حسد بر سر انکار برآمدمردود زمان شد
تا از ید بیضا بنمودی سر انگشتمه جامه بدرید
ترسا ز چلیپا و ز زُنار بر‌آمددر دین امان شد
یک غمزه نمودی به خلیل از تو در افتاداندر دل آتش
گلزار بهشت از جگر نار برآمدآتش چو جنان شد
تا مهر جمال رخ خوب تو تجلیکرد از پس پرده
موسی ز پی دیدن دیدار بر‌‌آمدبر طور روان شد
اسرار حقیقت نتوان گفت به اغیارکو چون به جهان شد
کز سرّ سراپردهٔ اسرار برآمددل برد و نهان شد
اجزای ذرایر نبود ذرهٔ خالیاز پرتو آن نور
هر ذره کز آن پرتو انوار برآمدخورشید عیان شد
سید ز کف ساقی وحدت چو بنوشیدجامی ز محبت
سر مست می عشق به بازار برآمددر عین عیان شد