گنج

قطعهٔ شمارهٔ ۸۲

بنمود جمال او به خوابمگفتم باشد مگر جمالش
بیدار شدم ز خواب مستینه نقش بماند نه خیالش
نه من ماندم نه غیر او هماو ماند و کمال پر کمالش
از ما اثری نماند با مابا او نبود کسی مجالش
دریاب به ذوق نعمت اللهاین دولت و مال لایزالش