گنج

قطعهٔ شمارهٔ ۶۶

آنکه حق را به خویشتن بیندعارفان عارفش نمی‌دانند
وانکه او را به او مشاهده کردعارف است او و عارفش خوانند
پادشاها ملازمان درتبه یقینم که نیک نپسندند
که دو سه ترکمان بی‌ سر و پا این چنین راه مک دربندند