گنج

قطعهٔ شمارهٔ ۲۴

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: اناست۷ بیت
هیچمان از کسی دریغی نیستآنچه داریم در ضرردان است
باز بنیاد عشق نو کردیمبا حریفی که جان جانان است
باز زُنار عشق بر بستیمقصهٔ ما چو شیخ صنعان است
باز یوسف به مصر دل بنشستفارغ از جاه و بند و زندان است
باز آن شاخ گل به رقص آمدصوفیان موسم گل‌افشان است
از برای نثار پای گل استنقد غنچه که در حرمدان است
ساقی بزم نعمت‌اللّه استسید ما که میر مستان است