گنج

قطعهٔ شمارهٔ ۱۳۴

ما خیالیم و در حقیقت اوما حبابیم و عین ما دریا
هرچه بینی و هر که می دانیمی جامست و صورت و معنی
شاهدی در هزار جامه نگرنظری کن به دیدهٔ بینا
ساغرت گر که نیست پر از میگر طلب می کنی بجو از ما
دور رندان ماست باز امروزفارغ از دی و ایمن از فردا
رند مستی چو نعمت الله نیستور تو گوئی که هست ها بنما