قطعهٔ شمارهٔ ۱۱۳
منم که همت من جز خدا نمی جویدخوشست همت عالی که باد پاینده
مرا به سایهٔ طوبی چه التفات بودکه هست سایهٔ من آفتاب تابنده
تو راست دنیی وعقبی مراست حضرت اوتو راست خطهٔ دارا مراست دارنده
به نور طلعت او روشنست دیدهٔ ماچه جای روشنی آفتاب تابنده
به روی او در میخانه را گشادم بازببین تو مرحمت حضرت گشاینده
ز روی خود به کرم ساز بینوا بنواختبیا و گوش کن آواز آن نوازنده
اگر یکی به هزار آینه نماید روهزار رو بنماید یکی نماینده
مرو که شاه جهانی مرا غلام بوداز آنکه سید خود را به جان شدم بنده